پرخاش بهزاد نبوی در مقابل سخنان امام

پرخاش بهزاد نبوی در مقابل سخنان امام (ره):
اگر فکر می کنند ما تنوری عمل می کنیم در اشتباه هستند ...
(اشاره به داستان یکی از شیعیان امام جعفر صادق (ع) و تعبد ایشان در پذیرفتن فرمان امام(ع) و رفتن به درون تنور).

بیشتر بخوانید


قتلهای زنجیره ای: عدم خشونت را تبلیغ، ولی خود بدان عمل کن

... یکی از اعضای کانون نویسندگان می‌گوید: 
«وقتی که تمام جریانات روشنفکری کشور و خارج کشور به عنوان سوژه در وزارت اطلاعات درآمدند 
و همه تحت کنترل و مراقبت می‌باشند، 
بدیهی است که با شعارهای دوم خرداد جور درنیاید. 
اگر بخواهیم آزادی روشنفکران را نوید بدهیم، 
کاری مهمتر از این نمی‌توان کرد که کنترل و مراقبت را برداشته 
و وزارت اطلاعات را از اهداف و سوژه‌ها‌ منصرف کرد و استحاله نظام را با استحاله اطلاعاتی آغاز نماییم.» 
ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، ناظر بر تسویه‌حساب درونی جبهه روشنفکری معاند نیز می‌باشد ...

داریوش فروهر با عدم اعتقاد به راهبرد استحاله نظام اسلامی با نرم‌افزار اصلاحات 
و عدم همراهی با اپوزیسیون داخلی، نخستین مانعی بود که باید حذف می‌شد ...

تخریب رقیبان سیاسی و بی‌اعتبار ساختن آنها در جامعه نیز یکی از کارکردهای جنگ روانی می‌باشد. 
عملیات روانی در کارکردی دیگر با پنهان نگه داشتن حقیقت و استتار ستاد طرح و آمران اصلی سناریو، 
چهره واقعیت را هنگام کشف و ظهور، مشوش می‌سازد؛ 
به گونه‌ای که برای افکار عمومی ناپذیرفتنی باشد ... 
با وقوع قتل‌ها، رسانه‌های بیگانه و مطبوعات زنجیره‌ای تجدید نظر طلب در عملیات‌ روانی همه جانبه، 
از این سوژه برای هجمه به ساختارهای نظام دینی بهره بردند ... 

ایجاد شکاف در ارکان نظام دینی و تبدیل آن به تضاد و تقابل و در نتیجه ساخت دوگانگی در حاکمیت، 
بدیهی‌ترین هدف قتل‌های زنجیره‌ای بود. 
مصطفی کاظمی (موسوی) – از آمران اصلی پروژه‌ قتل‌ها - 
در بیان اهداف اصلی این سناریو تصریح می‌کند: 
«تحلیل ما از اوضاع جاری روز این بود که رهبری غیر از امام است 
و آقای خاتمی هم به دلیل این‌که 20 میلیون پشتیبان دارد، قدرتش بیشتر از بنی‌صدر است 
و ما این قتل‌ها را مرتکب می‌شویم و به گردن رهبری می‌اندازیم 
و جنگ بین این دو منجر به شکست رهبری ... خواهد شد.»

عینیت بخشیدن به خط‌کشی و صورت‌بندی اصلاح‌طلب و خشونت‌طلب – آبی و قرمز کردن جامعه – 
و قرار دادن افراد و جریان‌های اصولگرا در صف خشونت‌طلبان، از دیگر اهداف پروژه بود ... 

عزت‌الله سحابی در مصاحبه‌ای با روزنامه خرداد به صراحت اعلام می‌دارد: 
«انتساب جنایت‌های اخیر به جناح انحصار غیرقابل انکار است؛ 
چرا که نظریه‌پردازها، مبلغ‌ها، مجوز شرعی صادرکن‌ها و فتوا بده‌ ها همه در این جناح مقابل قرار دارند.» 
رسول منتجب‌نیا در این‌باره می‌گوید: 
«همه مردم می‌دانند که این مسائل از طرف جناح مخالف خاتمی به وجود آمده است ... 
جناح راست بیش از دو سال است که از طریق مصاحبه و خطبه‌های نمازجمعه، زمینه‌های چنین اعمال وحشیانه‌ای را فراهم کرده است.» 
یکی از تشکل‌های دانشجویی که در نقش ماشین فشار، تئوری فشار از پائین را به فاز اجرا منتقل کرده بود، 
با انتشار بیانیه‌ای تصریح می‌کند: 
«ملت ایران این بار نیز با هوشیاری، 
نوک پیکان اتهام را به سوی متهمین واقعی که همانا شکست‌خوردگان از دوم خرداد و مخالفین جامعه مدنی‌اند، 
نشانه خواهد رفت.» ... 

شکستن اقتدار و سلب اعتماد از نهادهای حافظ امنیت، بخشی از طرح براندازی یک حاکمیت است؛ 
مثلاً فروپاشی شوروی سابق هنگامی به فعلیت درآمد 
و به مرحله نهایی رسید که سیستم اطلاعاتی و امنیتی آن کشور منفعل شد و فرو ریخت ... 

دکتر ویلیام – یکی از اعضای مؤثر جمعیت امت اسلام امریکا – در نامه‌ای درباره قتل‌های زنجیره‌ای می‌نویسد: 
«اخبار نگران‌کننده و تأسف‌باری از ایران می‌رسد که ایرانی‌ها با دست خود وزارت اطلاعات را زمینگیر کرده 
و علیه آن موجی از فشار و تبلیغات روانی و سیاسی را به وجود آورده‌اند 
و مسلمانان و خصوصاً شیعیان ایالت‌های مختلف امریکا بشدت از این حرکت متعجب گردیده‌اند. 
بنابر اطلاعی که از محافل اسرائیلی مقیم امریکا داشتیم و بارها هم گفته شد، 
اسرائیل از مدت‌ها قبل معتقد شده بود که وزارت اطلاعات ایران در حد قابل قبولی در جهان مطرح است ... 
لذا در چند سال گذشته تلاش کردند تا بتوانند مانند طرح داماتو، 
به محدودسازی و تخریب وزارت اطلاعات بپردازند و 
امروز که وزارت اطلاعات مورد غضب خود ایرانیان، اسرائیل و امریکاست، 
اتفاقی نیست.» ... 

تضعیف نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 
که یکی از کاراترین پایه‌های اقتدار نظام دینی و مدافع دستاوردهای انقلاب اسلامی است، 
از دیگر اهداف پروژه قتل‌های زنجیره‌ای بود. 
در این خصوص مصطفی کاظمی در اقرار خود اذعان می‌دارد: 
«قرار بود این قتل‌ها را به گردن سپاه بیندازیم و چون سپاه زیرنظر فرماندهی کل قواست، 
طبعاً نتیجه‌گیری می‌شود که رهبری دستور این قتل‌ها را صادر کرده است.» ... 

ساموئل هانتینگتون در کتاب موج سوم دموکراسی،  
در توصیه ‌ای به اصلاح‌طلبان هواخواه لیبرالیسم (اصلاح‌طلبان امریکایی) 
برای در اختیار گرفتن دستگاه‌های امنیتی می‌نویسد: 
«عدم خشونت را تبلیغ، ولی خود بدان عمل کن. 
با این کار علاوه بر دیگر اقدامات، 
بهتر و آسان‌تر می‌توانی نیروهای امنیتی را به سوی خود جلب کنی.» ...


چه شد که غوغاهای ترور ‌سعید حجاریان خوابید؟

گزارشی از سوء قصد به مشاور سیاسی خاتمی؛

غوغاهای ترور ‌سعید حجاریان علیه جناح مقابل با دستگیری «محمد علی مقدمی» به ناگاه فرو خوابید ...
گرایش این شخص به حزب مشارکت و همکاری با آن به قدری روشن بود که کسی نمی توانست آن را انکار کند ...
چند روز بعد پدر سعید عسگر که از رؤسای آموزش و پرورش شهرری و از اعضای حزب مشارکت بود در نامه‌ای به محمد خاتمی مدعی شد که ...
مقدمی به مجیدی گفته بود که نیت شما خیر است و برای اصلاح فساد کار می‌کنید. عامل اصلی فساد حجاریان است ...
حجاریان حتی حاضر نشد از سعیدعسکر شکایت شخصی کند و عسگر و تیمش به جرم اقدام علیه امنیت ملی محاکمه شدند ...
سعید عسگر یک سال بعد از زندان آزاد شد اما در ماجرای حمله به خوابگاه طرشت در خرداد 82 با شکایت قالیباف فرمانده وقت نیروی انتظامی بازداشت و محاکمه مجدد شد.
او هم اکنون آزاد است و یک قهوه خانه را در شهرری اداره می کند.
سعید عسگر در انتخابات دهم ریاست جمهوری در ستاد انتخابات میر حسین موسوی در شهر ری حضوری فعال داشت ...

بیشتر بخوانید


پشت پرده‌ های تاریخی حکم محکومیت کرباسچی

پشت پرده‌ های تاریخی حکم محکومیت کرباسچی
از زبان سردار نقدی، رئیس وقت حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی

پیگیری تخلفات شهرداری تهران در سالهای 75-77 جنجال‌های زیادی را در کشور به وجود آورد.
سردار نقدی رئیس وقت حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی به عنوان ضابط قضایی پرونده شهردار تهران حضور داشت.
هواداران غلامحسین کرباسچی در آن سالها حملات زیادی به سردار نقدی کردند و
او با اصرار هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی در دادگاه نظامی محاکمه شد
که دادگاه تجدید نظر حکم برائت او را داد.
غلامحسین الهام وکیل نقدی در دادگاه نظامی بود.
نقدی همچنین از فائزه هاشمی به دلیل درج اخبار جعلی در روزنامه زن شکایت کرد.
...
مدیری که در طول5/1 سال از 75 الی 76 نیمی از مدیران بلاواسطه‌اش
به خاطر فساد اخلاقی و فساد مالی در دادگاه‌هایی با قضات مختلف محاکمه و محکوم می‌شوند ...
...
به جز قیمت زمین، قریب به دو میلیارد تومان برای دفتر مخصوص ایشان خرج می‌کنند.
آن هم نه دومیلیاردتومان سال77
دو میلیاردتومان سال‌های 72 و 73 و در سال74 که ساختمان تمام می‌شود
آنقدر تجملاتی و تشریفاتی بوده که بجز ملاقاتی که با شهردار کویت در این ساختمان می‌شود،
جرأت نمی‌کنند آن را استفاده کنند که مبادا سر و صدای مردم و مطبوعات از این ریخت و پاش‌ها بلند شود.
به دیگران هم تعارف می‌کنند که بیایند از اینجا استفاده کنند،
هیچ مسئولی حاضر نمی‌شود چون می‌دانند که متهم به طاغوتی‌گری می‌شود ...
آدرس، خیابان بهشت در جنوب پارک شهر تهران جنب ساختمان شهرداری تشریف ببرید تماشا کنید ...
وقتی سؤال شد که چرا به فلان معاونت یکصد میلیون تومان بلاعوض و هدیه داده‌ای
گفت این آقا خدمت‌هایی کرده که باید او را طلا بگیرند ...

مدیری که می‌تواند با بدون تحمیل کمترین هزینه اضافی بر مردم،
زیردستان خودش را به کارهای فوق‌العاده وا دارد و از آنان خدمتگزارانی صادق و بی‌منت برای مردم بسازد مدیر برجسته است
نه مدیری که عرضه دمیدن انگیزه‌های والا در افرادش نداشته باشد و
با تحمیل هزینه‌های سنگین به مردم مرتب متوسل به پخش پول و سکه و زمین به یک عده قلیل شود
تا از او تمکین کنند و تورم و گرانی‌اش هم بر دوش توده مردم بیفتد ...

امام می‌فرمایند:
«ادامه یک انقلاب در یک امری است که به نظر می‌رسد در رأس امور واقع است و او این که
دولت، مجلس و کسانی که در ارتش و سپاه و همه اینها از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند.
اساس سلطه‌ای که بر کشورها و برکشور ما از طرف غیر واقع شده است،
افراد مرفه و کسانی که سرمایه‌های بزرگ داشته‌اند یا قدرت برای خودش و حیثیت برای خودش در دست داشته است»
این گفته امام(ره) است که در جلد 16 صحیفه نور صفحه 30 ضبط شده است ...
چرا با آمدن افراد تجمل‌پرست و اشرافی‌صفت در رأس مدیریت‌ها کار خراب می‌شود؟
معلوم است چون آن آقا درد مردم را دیگر نمی‌فهمد ...

مردم دردشان این است که یک ساعت منتظر آمدن اتوبوس نمانند بعد هم وقتی اتوبوس از راه می‌رسد آن طور در آن جمعیت پرس نشوند.
آقا می رود در ونک و شمیران استخر سرپوشیده می‌سازد که سقفش با برق باز و بسته شود که
روزها آفتاب اذیتشان نکند و شبها هم بتوانند از شنا زیر ستارگان و نور مهتاب لذت ببرند ...

چند مورد از این اسرافکاریها را می‌خواهید مثال بزنم.
اگر بخواهم بگویم چندساعتی طول می‌کشد آیا واقعاً اینها را نشنیده‌اید؟ ...

بیشتر بخوانید

در زمان هاشمی، سربازان گمنام امام زمان نیز حق الکشف دریافت می‌کردند

در زمان هاشمی، سربازان گمنام امام زمان نیز حق الکشف دریافت می‌کردند !

در دوران سازندگی حتی به دستگاه‌های غیر اقتصادی و امنیتی اجازه داده شد
با فعالیت های اقتصادی نیازهای مالی خود را تأمین نمایند.
در پرتو چنان مجوزی، فسادهای کلانی به وجود آمد و خط ترانزیت مواد مخدر با هدف ثروت اندوزی و تخریب غربیان فعال شد ...
در هیچ جای دنیا، اجازه نمی‌دهند وزارت اطلاعات وارد فعالیت‌های اقتصادی شود
چون هم بنیاد اقتصاد را بر هم می‌ریزد هم بنیان اطلاعاتی کشور را.
نتیجه آن شد که امروز شاهد هستیم ... (عالیجناب سرخپوش، عالیجنابان خاکستری، ص189)

نتیجه باعث فساد مالی - اداری شدید شد و بنیان‌های مملکت سست شد ...  (پیام آزادی، 30/9/78)

کار دیگری که در حوزه سیاست ایشان (هاشمی) انجام دادند از بین بردن مشارکت بود و در اولین جلسه کابینه خود گفتند:
«ما آدم‌هایی کاری می‌خواهیم و سیاسی نمی‌خواهیم من به تنهایی سیاست کابینه را تأمین می‌کنم.»
بعد هم معلوم شد وزرایی که سرکار آمدند کاری هم نبودند ... (بیان 15/10/78)

ایشان در زمان ریاست جمهوری در حدود یک میلیارد دلار کالای لوکس وارد مملکت کردند ... (آریا، 3/11/78)

آقای هاشمی اساساً توسعه سیاسی را قبول ندارد.
مرد دیپلماسی پنهان نمی‌تواند مرد دیپلماسی شفاف شود.
دیپلماسی پنهان را کسانی می‌توانند کنار زنند که به دیپلماسی شفاف اعتقاد داشته باشند ... (فتح 15/10/78)

آن چه که در داخل کشور مطرح است موضوع ثروت‌های خانواده‌ هاشمی است
در مورد نفوذ این خانواده‌ در امور اقتصادی همین اندازه کافی است که
بعد از سفر هاشمی به عربستان
مطابق آن چه در بولتن داخلی مجلس شورای اسلامی درج شده است (15/12/78)
از پنج قرارداد نفتی امضا شده، 3 قرارداد مربوط به فرزندان این خانواده است.
بحث از سرمایه گذاری‌های کلان تا آنجا پیش می‌رود که یک خانواده به راحتی قادر است
در جریان انتخابات مجلس ششم هزینه‌های سنگین تبلیغاتی حزب اعتدال و توسعه، چکاد آزاداندیش، حزب کارگزاران و ... را بپردازد
و البته این هزینه‌ها برای یک خانواده ثروتمند نمی‌تواند مطرح باشد ...

هاشمی ناگزیر نمی‌داند که بسیاری از ادارات دولتی از ورود مردان با آستین کوتاه به این مراکز جلوگیری می‌کردند ... (پیام آزادی، ‌2/10/78)

هاشمی رفسنجانی هیچ گامی برای توسعه سیاسی و آزادی‌های مطبوعات و اجتماعات برنداشته است ...
گفتمان او بر این پایه استوار است که
من هر چه کرده‌ام درست بود و منتقدان و مخالفان من اشتباه می‌کنند و باید خود را درست کنند.
حالت تفاخر گونه‌ای که من هر چه می‌کنم درست است و مخالفان بر اثر عناد ورزی یا عدم توجه نادرست می‌گویند ... (صادق زیباکلام، پیام آزادی، 10/11/78)

برخی از دوم خردادی‌ها جوی را درست کردند که گویا
تاکنون هیچ کس مسئولیتی نداشته است و همه چیز برگردن آقای هاشمی است... (پیام آزادی، 7/12/78)

آنها می‌گفتند هاشمی این استاد برجسته چانه زنی در سطوح فوقانی قدرت،
دیگر نمی‌تواند از هنر دیپلماسی پنهان خود استفاده کند
چون نه تنها محافظه کاران در عمق قدرت نفوذ کرده و رایزنی‌های او را برنمی‌تابند
بلکه برگذر جامعه ایران از ساخت‌های خویشاوندی در قدرت (الیگارشی) و
جایگزینی سنت‌های مردم سالارانه (دموکراتیک) تاریخ مصر
شیوه‌‌های ریش سفیدانه به پایان رسیده است ... (محمد قوچانی، نشاط، 6/6/78)

بیشتر بخوانید

دولت هاشمي سخنان سيد احمد خمینی را ضد توسعه مي دانست

خاطرات علی ‌لاریجانی از مواضع سيد احمد خميني در سال73

دولت هاشمي سخنان سيد احمد خمینی را ضد توسعه مي دانست

...

چهارشنبه 6 مهر 1373
عصر در جلسه هيأت دولت شركت كردم. آقاي هاشمي قدري گرفته به نظر مي‌رسيد. احتمال مي‌دهم به دليل موضع‌گيري‌هايي كه اين روزها برخي شخصيت‌ها در روزنامه‌ها درباره كارنامه دولت داشته‌اند، خوشحال نيست. در حاشيه جلسه دولت هم چند نفر از وزرا به اين مطلب اشاره كردند كه نشان مي‌داد تا حدي مسئله فراگيرتر است؛ بويژه آقاي روغني زنجاني، رئيس سازمان برنامه و بودجه كه خيلي صريح‌اللهجه است، اين‌گونه سخنان را مانع توسعه كشور مي‌دانست.

پنجشنبه 7 مهرماه 1373
آقاي محمدي [معاونت سياسي] تماس گرفت و درباره سخنان امروز حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي حاج سيداحمدآقا خميني خبر داد. ايشان ظاهراً در ديدار اعضاي معاونت پژوهشي مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره) مجدداً نقدي تلويحي به مسائل جاري اقتصادي دولت داشته‌اند و گفته‌اند مبارزه با مرفهين بي‌درد و سرمايه‌داران بزرگ بايد نصب‌العين همه در گفتار و عمل باشد.

يكشنبه 10 مهرماه 1373
عصر در جلسه هيأت دولت شركت كردم. موضعگيري‌هاي اخير عليه سياست‌هاي دولت، موجب نگراني وزرا شده است. آيت‌الله جنتي در خطبه‌هاي نماز جمعه از گراني‌ها ابراز نگراني كرده و گفته بودند بايد با اين مسئله مبارزه جدي شود. ظاهراً آيت‌الله مشكيني هم گفته‌اند گراني يك جو كاذب نيست؛ يك واقعيت است و مردم بيشتر از آن كه از كمبودها شكايت كنند، از بي‌عدالتي ناراحت هستند. اين مطالب در كنار سخنان منتشره از حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيداحمدآقا خميني، واكنش‌هايي در دولت داشت. آنها احساس مي‌كردند اين فضا مانع توسعه كشور مي‌شود.

...

بیشتر بخوانید

روایت چرایی کشتار حجاج توسط آل سعود

... به عنوان نمونه برخی از روزنامه‌های منتقد جناح دوم خرداد چندین بار به چهره‌هایی همچون میردامادی و شکوری راد تذکر داده‌اند که
«نگذارید پرونده نقش شما در حج خونین را باز گوییم تا معلوم شود تفریطی‌های امروز روزگاری چه افراط‌هایی نکرده اند» ...

حتی برخی از رگه‌های این انتقادها در وبلاگ‌های اصلاح طلبان دیده می‌شود.
یک کاریکاتوریست فراری روزنامه‌های زنجیره‌ای در وبلاگش نوشته است:
«آقا این محسن میردامادی جون میداد برای دبیرکلی مشارکت ! ...
الآن یادم آمد یکی از دوستان به من سپرده بود از ایشان بپرسم
نقشش در ماجرای حج خونین که به کشته شدن صدها زائر ایرانی در مکه شد چه بوده،
ولی متأسفانه من از روزنامه نوروز رفته بودم و دیگر نمی‌شد ...
به هر حال شاید یک میردامادی دیگر در آن سال باعث تحریک پلیس عربستان و ماجراهای دیگر شده بود ... .

این ابهام‌ها اما همواره در حد شایعات غیر رسمی باقی بود تا
سرانجام دکتر احمدی‌نژاد در مناظره رسمی با کروبی بخش‌هایی از آن را که مرتبط با کروبی بود،
با مردم در میان گذاشت؛
او به سال قبل از حادثه اشاره کرد و به کروبی گفت:
«آقای کروبی شما در سال 65 رئیس حج بودید آنجا سخنرانی می‌کنید،
اعلام می‌کنید راه نجات فلسطین بسیج عمومی و جنگ مسلحانه با اسرائیل است و
جمهوری اسلامی ایران با همه امکانات خود حاضر است در این مبارزه به‌صورت جدی و فعال شرکت کند
در این رابطه 300 هزار نفر در گردانهای قدس سازماندهی شده اند،
سؤال من این است شما چه کاره این نظام بودید که این را اعلام کردید؟»
کروبی در پاسخ اما مدعی شد که
«چنین چیزی من نگفتم»،
ادعایی که با باز نشر بخش‌هایی از روزنامه‌های آن زمان حق را به دکتر احمدی‌نژاد داد.
اما کروبی در ادامه، سخنانی گفت که موضوع بحث نبود،
اما بر ابهامات افزود، او گفت:

«سال 65 متأسفانه مسئله‌ای پیش آمد که یک هواپیما از ما گیر افتاد و معلوم شد که مواد منفجره داخلش نگه داشتند،
بنده هم از هیچ خبر نداشتم اما با قاطعیت ایستادم تا همه آنها را گرفتم و آوردم البته سه تا از آنها آنجا ماندند که اصلی بودند.»
این سخنان اگرچه برای اولین بار مطرح می‌گشت، اما بیش از این نیز بازکاوی نشد ...

بیشتر بخوانید

علت استعفای میرحسین دخالتهای هاشمی بود

گفته می‌شود نامه‌ای چند صفحه‌ای از سوی میر حسین موسوی خطاب به حضرت آیت الله خامنه‌ای - رئیس جمهور وقت - در بولتن‌ها پخش شد که در آن، موسوی به طور دقیق دلایل استعفای خود را شرح داده بود.
آن گونه که در آن نامه اشاره شده بود، اصلی‌ترین علت استعفای نخست وزیر، چیزی نبود جز دخالت‌های غیر قانونی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در امور اجرایی کشور که به هیچ وجه در حیطه اختیارات وی نبوده است.
برخی از اعتراضات موسوی شامل این موارد بود: ...

- ارتباط با برخی کشورها بدون این که موسوی از آنها مطلع باشد و آورده بود که باید به عنوان مسئول اجرایی مملکت، در یک ضیافت شام خبر آن را بشنوم.
- من همواره با عملیات های برون مرزی مخالف بودم و گفته‌ام که انجام این گونه عملیات جز تلفات و ضرر برای ما چیزی ندارد، ولی همواره به دستور آقای هاشمی این عملیات انجام می شود.
- برخی مدعی شده‌اند ما از 5 کانال با امریکا رابطه داریم و من به عنوان نخست وزیر کشور، حتی از یک کانال آن نیز مطلع نیستم.

بیشتر بخوانید

رهبری به امام میگوید با استعفای میرحسین موافقت نکن

آیت الله خامنه ای به امام (ره) میگویند با استعفای میرحسین موافقت نکنید او به دنبال قهرمان سازی است ...

155870310_orig.jpg

جلال‌الدین فارسی:
موسوی و کروبی از رجوی هم بد‌ترند / خودشان می‌دانند که دروغ می‌گویند / این ها معترض نیستند و جنایتکار و خائن اند / این ها هیچی نیستند! / نگذاشتم موسوی به سطل زباله بیافتد

بعضا می‌شنویم که می‌گویند بیاییم با معترضان وحدت کنیم، اولا این ها معترض نیستند و جنایتکار و خائن اند،
ثانیا وحدت با چه کسانی؟
با خیانتکاران به ملت،‌ با کسانی که از مسعود رجوی ها هم کم‌تر و بدترند؟‌
پس باید به مطرح کنندگان طرح وحدت بگویم لطفا سکوت اختیار کنید ...
موسوی و کروبی خودشان می دانند که دروغ می گویند؛
چون اگر معتقد بودند که حق هستند و در راه حق قدم بر می دارند، باید تا پای جانشان می ایستادند تا بمیرند.
یعنی همان کاری که منافقین انجام دادند و شاهد بودیم که منافقین تا آخرین لحظه اعدام خود از عقایدشان کوتاه نمی آمدند ...

در دوران نخست وزیری موسوی هم زمانی‌که امام راحل قطعنامه را پذیرفتند میرحسین با دادن استعفا مخفی شد تا این‌گونه در جامعه القا کند که
من موافق قطعنامه نبودم و از خودش در افکار عمومی قهرمان بسازد
امام(ره) هم روسای قوه قضائیه و مقننه و اگر اشتباه نکنم یک یا دو نفر دیگر را احضار کردند
و بدون بحث در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش استعفانامه موسوی به دنبال فرد جایگزین بودند
که آقا وارد جلسه می‌شوند و امام(ره) شرح جلسه را می‌فرمایند
و نظر آقا را می‌خواهند که آقا با لطفی که پروردگار به ایشان دارد و ذکاوت و درایت خاصی را نصیبشان کرده است
از تصمیم شوم میرحسین پرده برداری می‌کنند
و به امام(ره) می گویند با استعفا موافقت نکنید
چرا که او به دنبال قهرمان سازی از خودش است،
‌امام(ره) در این زمان دستش را بلند می‌کند و با اشاره به آقا می‌فرمایند این درست است ...

موسوی در دوران نخست وزیری اش که مصادف با دوران جنگ تحمیلی بود آنقدر به نمایندگان حامی خود در مجلس پول و کالا می داد که حد و حصر نداشت و
حالا دیدیم که زمان انتخابات دم از عدالت و مردم می‌زد چیزی که خودش مصداق بارز نافی آن بود ...

بیشتر بخوانید

بانک جهانی: انقلاب اسلامی سطح فقر را کاهش داد

بانک جهانی:
انقلاب اسلامی سطح فقر و نابرابری در ايران را کاهش داد

بیشتر

زاویه ای از زاویه های خاتمی

سید محمد خاتمی،
در مراسم جشن اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه همزمان با عید غدیر خم:
در 1400 سال پیش امیرمومنان تنها به خاطر رضایت مردم از حکومت کنار کشید

متن کامل
____________________________________________

آیت الله مطهری؛
حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه میفرمایند:
... من در آنچه که خداوند از تقسیم بیت المال به آن فرمان داده، و حکمش را امضاء نموده نیازمند به رأى شما نبودم.
سوگند به حق که براى شما و غیر شما نزد من حقّى نیست تا از آن پوزش بخواهم ...
اینان از باب حسد بر کسى که خداوند حکومت را در اختیار او گذاشته به طلب دنیا برخاسته اند ...

در دوران بعد از سکوت میگوید:
نظر کردم جز اهل بیتم یارى برایم نبود، از اینکه آنان را در جنگ نابرابر به دست مرگ سپارم،
دریغ کردم، چشم بر خاشاکِ در دیده بستم، زهر غم و غصه آشامیدم، و بر فروبردن خشم
صبـر ورزیـدم، و بر حادثـه تلخ تر از درخت علقم پایـدارى کـردم ...

و در سرزنش اصحاب دروغین میگوید:
به خدا قسم خوار و ذلیل کسى است که شما به یاریش برخیزید ...

نهج البلاغه، خطبه 5:
در اندیشه فرو رفتم که در میان دو راه کدام را برگزینم ؟
آیا با کوته‏ دستی قیام کنم
یا بر تاریکیی کور صبر کنم،
تاریکیی که بزرگسال در آن‏ فرتوت می‏شود و تازه سال پیر می‏گردد و مؤمن در تلاشی سخت تا آخرین نفس‏ واقع می‏شود،
دیدم صبر بر همین حالت طاقت فرسا عاقلانه تر است پس صبر کردم
در حالیکه خاری در چشم و استخوانی در گلویم بود ...

به خدا سوگند اگر بیم وقوع تفرقه میان مسلمین و بازگشت کفر و تباهی‏ دین نبود رفتار ما با آنان طور دیگر بود ...
(نامه 62)

و از نهج البلاغه است که:
به هنگامى که مردم پس از کشته شدن عثمان خواستند با او بیعت کنند:
رهایم کنید و غیر مرا بخواهید، ...
بدانید اگر خواسته شما را پاسخ دهم
بر اساس آنچه خود مى دانم با شما رفتار مى کنم،
و به گفتار هیچ گوینده و سرزنش هیچ سرزنش کننده اى توجه نمى کنم ...
شما مردمى طعنه زن، عیبجو، روگردان از حق و مکّار و حیله گرید.
در کثرت عددتان با کمى اتفاق دلهایتان سودى نیست ...
شما طرف اعتماد نیستید که بتوان به شما اعتماد کرد، و نه یاران توانمندى که بتوان به شما متّکى شد. براى افروختن آتش جنگ بد آتش افروزانى هستید!
اف بر شما که از شما بس اذیّت و بلا دیدم!
روزى شما را براى یارى ندا مى کنم، و روزى دیگر با شما (بر سر تقصیرتان) نجوا مى کنم،
نه در وقت ندا آزادمردان صادقى هستید، و نه در موقع نجوا رازداران مورد اطمینانى مى باشید.
اگر قرآن ما را به سوى آنان بکشاند از آنان پیروى مى کنیم، و اگر آنان را به سوى ما بکشد باید از ما پیروى کنند.
پس اى بى ریشه ها شرّى براى شما نیاورده ام ...
شما همچون رمیدن بزغاله
از غرّش شیر رم مى کنید! بعید است بتوانم به وسیله شما تاریکى را از چهره عدالت برطرف کنم،
یا کژى را که به حق رسیده راست نمایم.
خدایا تو مى دانى که آنچه انجام دادیم نه براى رغبت به قدرت بود
بیعت شما با من حادثه ناگهانى نبود،
و برنامه من و شما یکى نیست،
من شما را براى خدا مى خواهم،
و شما مرا براى خود مى خواهید !

(کتاب سیری در نهج البلاغه)

***

آیت الله مطهری:
رأی صرفا انتخاب کردن است نه تسلیم اطاعت شدن.
بیعت این است که خود را تسلیم‏ امر او می‏کند.
بيعت "تعهد اطاعت" است.
رهبر کسي است که مردم را به دنبال خودش حرکت مي‏دهد.
(کتاب حماسه حسینی)

***

آیت الله مطهری؛
امام رضا (ع):
کسانی که می‏گویند امامت انتخابی است، آیا اصلا می‏دانند امام یعنی چه ؟
اینها خیال کرده‏ اند که انتخاب امام مثل انتخاب‏ فرمانده است برای یک سپاه ...
مگر مردم می‏توانند بفهمند که چنین شخصی کیست تا خودشان انتخاب کنند.
مثل اینست که‏ بگویند پیغمبر را خودمان انتخاب می‏کنیم ! ...
... این نادانان چگونه می‏خواهند انتخاب‏ کنند ؟!
اصلا این مقام می‏تواند انتخابی باشد ؟! ...
(کتاب امامت و ولایت)

***

برای انتخاب اعلم خود باید اشراف داشت،
یعنی اعلم بود!
پس اگر اعلم بودی دیگر دنبال چه میگردی؟!
پس منطقا محال است که انسان به اعلم برسد
و خداست که بر همه انسانها اشراف دارد
چون خودش خلق کرده است.


____________________________________________

هاشمی رفسنجانی:
پيامبر به حضرت علي(ع) در مجلس خصوصي ! گفتند كه
تو حق ولايت و صرف خدا را داري اگر مردم قبول كردند جامعه را اداره كن ولي اگر قبول نكردند خودت را تحميل نكن ...

متن کامل

نمونه ای از ولایتمداری محسن رضایی

سردار رحیم صفوی، فرمانده اسبق سپاه:
آقای خامنه ای اصرار به ماندن محسن رضایی در سپاه داشتند
ولی ایشان به ریاست جمهوری فکر میکرد !

قبل از اين جابه جايي با دويست نفر از فرماندهان لشكرها و تيپ‎هاي سپاه در سال 1376 خدمت حضرت آقا رفتيم و
ايشان در آن زمان دست به شانه آقاي رضايي گذاشتند و
فرمودند هم‎اكنون هم اگر بخواهم براي سپاه فرمانده انتخاب كنم آقاي رضايي را برمي‎گزينم؛
بعد از اين ماجرا ظاهرا آقاي رضايي بازهم نامه نوشتند و يا حضورا خدمت مقام معظم رهبري رفتند و
اصرار داشتند كه با درخواست استعفاي ايشان موافقت شود
در حقيقت آقاي رضايي خودشان را از مسئوليت سپاه كنار كشيدند
حالا دلايلي براي خود حتما داشته‎اند كه بايد از خود ايشان سئوال شود.
ولي بايد گفت كه حضرت آقا مايل بودند كه ايشان به فرماندهي سپاه ادامه دهند و
آقاي رضايي بنا به تفكرات خودشان به اين نتيجه رسيدند كه از فرماندهي استعفا دهند
هرچند كه بنده نيز مخالف استعفاي ايشان بودم و
ايشان از مدتي قبل به فكر كانديداتوري رياست جمهوري بوده‎اند ...

متن کامل


300 نفر در كل كشور هستند كه تقريبا منابع بانكي را در اختيار دارند

35 نفر پول مردم را بر نمیگردانند!

نماینده زابل در مجلس:
35 نفر، هزار ميليارد تومان از بانكها تسهيلات گرفتند و برنگرداندند.
حجم مطالبات معوق بسيار فراتر از خط قرمز نظام بانكي است.
30 درصد منابع بانكي معوقه بوده و از دسترس منابع بانكي خارج هستند.
300 نفر در كل كشور هستند كه تقريبا منابع بانكي را در اختيار دارند و كمترين مبلغ در اين بين 10 ميليارد تومان است.

شخصي در بانك ملي 112 ميليارد تومان وام دريافت كرده و تمام بدهي اين فرد مشكوك الوصول است.
35 نفر در بانك ملي هستند كه طبق بررسي‌هاي گروه تحقيق و تفحص
اين 35 نفر قريب به هزار ميليارد تومان به بانك ملي بدهكار بوده و مطالباتشان مشكوك‌الوصول است.

در وصول مطالبات خرد با مشكلي مواجه نيستيم و وام‌هاي يك ميليارد، 500 ميليون يا 100 ميليون توماني را به راحتي وصول مي‌كنيم ...
مشكل عمده بانك‌ها در وصول مطالبات سنگين بالاي 10 ميليارد تومان است ...
تسهيلات در جهتي كه بابت آن اخذ شده، هزينه نشده است ...
هنوز براي بنده مشخص نشده كه چرا سيستم بانكي و قوه قضاييه در بازپس‌گيري منابع بسيار كلان اهمال ورزي مي‌كنند ...

وقتي نرخ ارز تثبيت مي‌شود و قيمت آن يك عدد معين نگه داشته مي‌شود،
شخص پول را تبديل به ارز كرده و ارز را در خارج از كشور استفاده كرده و به واردات تبديل مي‌كند كه
در قالب سيستم وارداتي و در بازار سياه وارد مي‌شود؛
يعني ديگر از طريق بازار معمولي اقدام به امور خود را انجام نمي‌دهد ...
وقتي تثبيت نرخ ارز صورت مي‌گيرد، معمولا واردات توجيه بيشتري دارد تا صادرات و
شخص ديگر انگيزه‌اي براي صادرات نداشته و سرمايه خود را تبديل به ارز كرده و ارز را وارد بازار مي‌كند ...

تثبيت نرخ ارز، عدم برخود به موقع با رانت‌خواران و نزول خواران و تعويق جرائم را نيز جزء مشكلات فراروي نظام بانكي كشور است ...

اگر 100 ميليارد تومان وام دريافت كنيد و در بانك خصوصي قرار دهيد، علاوه بر پرداخت اقساط وام، مبلغي نيز براي شخص باقي مي‌ماند ...
اگر مانند تمام دنيا تسهيلات با نرخ واقعي كه در جامعه معمول است در اختيار افراد گذاشته شود، ديگر افراد براي گرفتن وام اشتياقي ندارند ...
شخصي پولي را در قالب تسهيلات از بانك با نرخ 12 درصد دريافت كرده و در همان بانك با نرخ 18 درصد سرمايه‌گذاري مي‌كند و 6 درصد سود مي‌برد ...

شركت‌هاي بين‌المللي در دنيا 80 درصد از سرمايه مورد نياز را تأمين مي‌كنند و سرمايه‌گذار تنها 20 درصد را از بخش بانكي تسهيلات دريافت مي‌كنند،
متأسفانه در كشور ما اين رويه عكس بوده و 20 درصد سرمايه را بايد توسط افراد آورده شود كه افرد از آوردن آن نيز طفره مي‌روند و خود‌داري و مي‌كنند ...

در حال حاضر فضاي مناسبي براي كسب‌و‌كار مهيا نيست و ايران از نظر آمار جزء كشور‌هاي بعد از 130 است كه
در بعضي مؤلفه‌ها 150 بوده و اين جايگاه كشور را به خطر انداخته است ...
به گفته وي تحريم‌هاي اقتصادي نيز در اين فرآيند تأثير گذار بوده است ...

خاطره ای جالب از سید صادق طباطبایی

A0265160.jpg (دکتر سید صادق طباطبایی، دایی سید حسن خمینی است، برادر زن سید احمد خمینی و پسر آیت الله محمد باقر سلطانی طباطبایی است که در مرقد امام در کنار ضریح او دفن شده است. دایی وی هم امام موسی صدر است. وی دکترایش را از دانشگاه آخن آلمان در رشته بیوشیمی شاخه ژنتیک گرفته است و در سی سالگی به استادی همان دانشگاه رسید. وی از اعضای نهضت آزادی بود ولی بعدا به سمت امام گرایش پیدا کرد. وی در زمان جنگ ایران و عراق در آلمان بود و به درخواست امام به تهیه اسلحه برای ایران مشغول بود.) یک بار در سال 42 از آلمان برگشتم و به قم رفتم. در آنجا دوستان و رفقا، ما را به شام و ناهار دعوت می‌کردند. حاج آقا مصطفی (خمینی) در تمام مهمانی‌ها بود. شعارش هم این بود که: "اطلاع از سور به معنای دعوت است! همین که خبردار بشوی که مهمانی داده‌اند،‌ یعنی دعوت شده‌ای." رفیق ایشان آقای فقیه، معروف به حاج داداش هم می‌گفت: "ما عضو حزب سور هستیم. خروشچف هم سور بدهد می‌رویم. حتی لنین هم سور بدهد می‌رویم." به هرحال آن شب منزل حاج آقا محمود مرعشی، روی پشت بام نشسته بودیم. در آنجا فردا شب مارا به شام دعوت کردند. گفتم: "نمی‌توانم بیایم، چون فردا ظهر در اصفهان با‌ آقای مستجابی قرار دارم و باید به اصفهان بروم." برگشتم خانه و فردا صبح ماشین سواری گرفتم و رفتم اصفهان. ساعت 2، 5/2 بود که رسیدم منزل آقای مستجابی و دیدم اصحاب دیشب از جمله حاج‌آقا مصطفی و رفقایش گوش تا گوش نشسته‌اند! گفتم: "آقای مستجابی! اینها اینجا چه کار می‌کنند؟" گفت: "کاروانسرائی است که تو درست کردی." ... و مطلبی جالب در ادامه: ... فرزندان آقای لاهوتی همگی وابسته به منافقین بودند ... اما آقای هاشمی در مورد این مسئله، ابهام ایجاد کرده است که لابد دلایل خودش را هم دارد ... آقای هاشمی به دلیل خویشاوندی، عملا به این ذهنیت نادرست دامن می‌زند. نوعی که ایشان و فائزه هاشمی (عروس لاهوتی) مطلب را نقل می‌کنند، در واقع ستم به احمدآقاست، درحالی که احمد با آقای لاهوتی بسیار رفیق بود ... بیشتر

آیت الله شریعتمداری؛ از مدارا تا خلع از مرجعیت

امام خمینی کجاها مدارا نکرد؟
آیت الله شریعتمداری؛ از مدارا تا خلع از مرجعیت


... در گرماگرم مبارزات انقلابیون شریعتمداری راه دیگری را در پیش گرفته بود.
او بهره ای در مبارزات نمی دید و مثل جبهه ملی قائل به کنترل رژیم شاه بود و تلاش برای ساقط کردن آن را خیالاتی موهوم و عزمی بی ثمر می پنداشت.
به جهت سیطره همین نوع نگاه بود که او همکاری هایی با ساواک و شاه در پشت پرده ترتیب داد و این در اوج مبارزات و زندان رفتن های انقلابیون بود.
شریعتمداری به ملجأ و پناهگاه حجتیه ای ها هم تبدیل شده بود و آنها گاهاً برای توجیه عملکرد خویش که همان مصداق بارز اسلام امریکایی بود،
به فتاوای شریعتمداری چنگ می زدند.
شاید اکنون سخن گفتن از شریعتمداری و رویکرد نادرست او آسان باشد،
اما اگر در نظر بگیریم بازه زمانی انقلاب را و اینکه در آن شرایط جمع کثیری از مردم خصوصاً در آذربایجان و تبریز مقلد شریعتمداری بودند،
آن گاه است که در می یابیم کدام جایگاه منشأ فتنه های عظیم بعدی علیه انقلاب بوده است.

یکی از خطرناک ترین فعالیت هایی که ذیل چتر حمایت شریعتمداری کلید خورد، تاسیس "حزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان" در مقابل "حزب جمهوری اسلامی" بود.
این حزب مورد تأیید و حمایت شریعتمداری قرار داشت و شریعتمداری حتی عضویت در آن را یک وظیفه اسلامی و ملی می دانست.

... شریعتمداری در مشهد گفته بود:
من بالاخره علیه امام اعلام جنگ می کنم ...
این جمله را که به امام گفتم، سر بلند کرد و فرمود:
این ها چه می گویند، پیروزی ما را خدا تضمین کرده است.
ما موفق می شویم، در اینجا حکومت اسلامی تشکیل می دهیم و پرچم را به صاحب پرچم می سپاریم!
پرسیدم:
خودتان؟ امام سکوت کردند و جواب ندادند ...

... شریعتمداری در ظاهر از امام تجلیل می کرد و
خود را همراه و همگام امام و انقلابیون نشان می داد
اما در باطن و جمع های خصوصی از ضرورت مواجهه با امام و اشتباهات او سخن می گفت ...

... امام خمینی خطاب به آقای فلسفی:
مشكل اين است كه آقاى شريعتمدارى به نام يك آيت اللَّه وابستگى خودش را به اين‏ حزب اعلام كرده و آن را وابسته به خود معرفى كرده است ...
... به آقای شریعتمداری گفتم، گفت:
آقا اين حزب متعلق به مسلمان‌ها است؛ من به اين حزب بستگى دارم. اين را علناً گفته‏ام و همه هم مى‏دانند ...

... با افشا شدن جزئیات کودتای نوژه که در آن بمباران بسیاری از ادارات، بیت امام و ... طراحی شده بود،
به واسطه اعترافات قطب زاده و سید مهدی مهدوی، انگشت های اتهام به جانب او رفت و در نهایت بود که ناگزیر به اعتراف و ابراز ندامت شد ...

... پس از روشن شدن نقش شریعتمداری در کودتا بود که دیگر مدارای انقلابیون و نظام با او پایان یافت و
او از جانب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از مرجعیت خلع شد ...

... شریعتمداری نه تنها از طراحی کودتا خبر داشت،
بلکه این گونه برنامه ریزی شده بود که او بتواند بعد از کودتا در تلویزیون با مردم صحبت کند ...

... اعترافات شریعتمداری از طریق صداوسیما پخش شد ...
... شریعتمداری مدتی بعد به علت پیشرفتگی سرطان کلیه در فروردین 1365 در یکی از بیمارستان های تهران درگذشت ...

امام خمینی:
آنقدر كه اسلام از اين مقدسين روحانى نما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر نخورده است و
نمونه بارز آن مظلوميت و غربت اميرالمؤمنين- عليه السلام- كه در تاريخ روشن است.
بگذارم و بگذرم و ذائقه‏ها را بيش از اين تلخ نكنم ...

متن کامل
 

امام:ميخواستي بگويي شاه خائن است،میگفتند شیعه است!

امام خمینی (ره):
اگر مي‌خواستي بگويي شاه خائن است، بلافاصله جواب مي‌شنيدي كه شاه شيعه است!
عده‌اي مقدس نماي واپس‌گرا همه چيز را حرام مي‌دانستند و هيچ كس قدرت اين را نداشت كه در مقبال آنها قدم علم كند.
خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختي‌هاي ديگران نخورده است.


***

امام خمینی:
دين به آيت‌الله‌ها تكيه ندارد

امام خميني خطاب به مردم:
دولت تصور نكند كه با فوت مرحوم آيت‌الله بروجردي مي‌شود به دين لطمه‌اي زد.
هزارها آيت‌الله بروجردي متكي به دين اسلام بوده‌اند و دين به آيت‌الله‌ها تكيه ندارد.
كساني كه پاي منبر هستند اين مطالب را به دولت برسانند


***

امام خمینی (ره):
من با خداي خود عهد كردم كه
از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم.
من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه
رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛
اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم.
من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛
من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم.
...
تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛
سعي كنند تحت تاثير دروغهاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق وشور و شعف پخش مي كنند نگردند.
از خدا مي خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و
او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا
طعم تلخ خيانت دوستان رابيش از اين نچشد.
ما همه راضي هستيم به رضايت او؛
از خود كه چيزي نداريم،
هر چه هست اوست.

جلد 21 ، صفحه 330
6 فروردين 1368 / 18 شعبان 1409

***

امام خمینی:
بارها اعلام كرده‌ام با هيچ كس در هر مرتبه‌اي عقد اخوت نبسته‌‌ام

میزان حال فعلی افراد است ...
من بارها اعلام كرده‌ام كه با هيچ كس در هر مرتبه اي كه باشد عقد اخوت نبسته‌‌ام.
چهار‌چوب دوستي من در درستي راه هر فرد نهفته است.
دفاع از اسلام و حزب‌الله اصل خدشه‌ ناپذير سياست‌جمهوري اسلامي است.
...
ما بايد تمام عشقمان به خدا باشد نه تاريخ كساني كه از منافقين و ليبرال‌ها دفاع مي‌كنند، پيش ملت عزيز و شهيد داده ما راهي ندارند.
اگر ايادي بيگانه و ناآگاهان گول خورده كه بدون توجه بلند‌گوي ديگران شده‌اند، از اين حركات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هيچ گونه گذشتي طر خواهند كرد.
...
تا من هستم نخواهم گذاشت حكومت به دست ليبرال‌ها بيفتد
تا من هستم از اصول نه شرقي و نه غربي عدول نخواهم كرد
...
من امروز بعد از 10 سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچون گذشته اعتراف مي‌كنم كه
بعضی تصميمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهمه كشور به گروهي كه عقيده خالص و واقعي به اسلام ناب محمدي نداشته‌اند،
اشتباهي بوده است كه تلخي آثار آن به راحتي از ميان نمي‌رود، گرچه در آن موقع هم من شخصا ميال به روي كارآمدن آنان نبودم
ولي با صلاحديد و تأييد دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم كه آنان به چيزي كمتر از انحراف انقلاب از تمامي اصولش و حركت به سوي آمريكاي جهانخوار قناعت نمي‌كنند
در حالي كه در كارهاي ديگر نيز جز حرف و ادعا هنري ندارند.
امروز هيچ تأسفي نمي‌خورديم كه آنان در كنار ما نيستند، چرا كه از اول هم نبوده‌اند.
انقلاب به هيچ گروهي بدهكاري ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاي فراوان خود را به گروه‌ها و ليبرال‌ها مي‌خوريم،
آغوش كشور و انقلاب هميشه براي پذيرفتن همه كساني كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولي نه به قيمت طلبكاري آنان از همه اصول، كه
چرا مرگ بر آمريكا گفتيد؟ چرا جنگ كرديد؟ چرا نسبت به منافقين و ضد انقلابيون حكم خدا را جاري مي‌كنيد؟ چرا شعار نه شرقي و نه غربي داده‌‌ايد؟
...
در شروع مبارزات اسلامي اگر مي‌خواستي بگويي شاه خائن است، بلافاصله جواب مي‌شنيدي كه شاه شيعه است!
عده‌اي مقدس نماي واپس‌گرا همه چيز را حرام مي‌دانستند و هيچ كس قدرت اين را نداشت كه در مقبال آنها قدم علم كند.
خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختي‌هاي ديگران نخورده است.
...
همين قضيه است كه چگونه در دوران وانفساي نفوذ مقدسين نافهم و ساده‌لوحان بي‌سواد،
عده‌اي كمر همت بسته‌اند و براي نجات اسلام و حوزه و روحانيت از جان و آبرو سرمايه گذاشته‌اند.
...
آن قدر كه اسلام از اين مقدسين روحاني نما ضربه خورده است،
از هيچ قشر ديگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت امير‌المؤمنين(ع) كه در تاريخ روشن است.
...
پرونده تفكر اين گروه همچنان باز است و شيوه مقدس مأبي و دين فروشي عوض شده است.
شكست خوردگان ديروز، سياست‌بازان امروز شده‌اند.
آنها كه به خود اجازه ورود در امور سياست را نمي‌دادند، پشتيباني كساني شدند كه تا براندازي نظام و كودتا جلو رفته بودند...
...
روحانيون وابسته و مقدس نما و تحجر‌گرا هم كم نبودند و نيستند.
در حوزه‌هاي علميه هستند افرادي كه عليه انقلاب و اسلام ناب محمدي فعاليت دارند.
امروز عده‌اي با ژست تقدس مأبي چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مي‌زنند كه گويي وظيفه‌اي غير از اين ندارند.
خطر تحجر‌گرايان و مقدس نمايان احمق در حوزه‌هاي عمليه كم نيست.
طلاب عزيز لحظه‌اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند، اينها مروج اسلام آمريكايي‌اند و دشمن رسول‌(ع) آيا در مقابل اين افعي‌ها، نبايد اتحاد طلاب عزيز حفظ شود؟
...
مردم موظف هستند، جوان‌هاي غيور ما در ايران موظف هستند كه نگذارند اين نوع آخوندها، معمم در جوامع ظاهر شوند.
لازم نيست آنها را خيلي كتك بزنند، لكن عمامه‌شان را بردارند، نگذارند با عمامه در بين مردم بيايند.
اين لباس شريف است نبايد تن هر كسي باشد.
...
مردم عزيز ايران بايد مواظب باشند كه دشمنان از برخورد قاطع نظام با متخلفين، از به اصطلاح روحانيون سوء استفاده نكنند و با موج آفريني و تبليغات، اذهان را نسبت به رحانيون متعهد بدبين ننمايند
و اين را دليل عدالت نظام بدانند كه امتيازي براي هيچ كس قايل نيست و خدا مي‌داند كه شخصاًً براي خود ذره‌اي مصونيت و حق و امتياز قايل نيستم.
اگر تخلفي از من هم سر زند مهياي مواخذه‌ام.
...
سياست نه شرقي و نه غربي را در تمام زمينه‌هاي داخلي و روابط‌خارجي حفظ كنيد و كسي را كه خداي نخواسته به شرق و يا به غرب گرايش دارد هدايت كنيد و اگر نپذيرفت،
او را منزوي نماييد و اگر در وزارتخانه‌ها و نهادهاي ديگر كشور چنين گرايشي باشد كه مخالف مسير اسلام و ملت است،
اول هدايت و در صورت تخلف، استيضاح نماييد كه وجود چنين عناصر توطئه‌گر در رأس امور يا در قطب‌هاي حساس، موجب تباهي كشور خواهد شد.
...
خميني را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد كرد ...
من از آن آدمها نيستم كه يك حكمي اگر كردم، بنشينم چرت بزنم كه اين حكم خودش برود؛ من راه مي افتم دنبالش ...
خدا مي داند كه شخصاً براي خود ذره اي مصونيت و حق و امتياز قائل نيستم؛ اگر تخلفي از من هم سر زد، مُهيّاي مؤاخذه ام ...
از خدا می‌خواهم تا مرا با بسیجیانم محشور گرداند (نه هیچ کس دیگر) ... چرا كه در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجي ام ...
قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خميني يكه و تنها هم بماند،
به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستي است ادامه مي دهد،
و به ياري خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنه هاي مغضوب ديكتاتورها،
خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سر سپردگاني كه بر ستم و ظلم خويش اصرار مي نمايند سلب خواهد كرد ...
من اميدوارم كه در آن كتابي كه بناست اسم سربازها را بنويسند، اسم ما ها را هم به نام سرباز بنويسند ...
اگر بر کشوری ندای دلنشین بسیجی طنین اندازد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم ...
طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه‏ها باید تمام توان خود را در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند،
فرزندان بسیجی‏ام در این مراکز پاسدار اصول تغییر ناپذیر نه شرقی و نه غربی باشند،
تنها با بسیج است که این مهم انجام می‏شود ...
...

(صحیفه نور)

امام:هاشمى زنده است چون نهضت زنده است


امام خمینی (ره) فرمود:
"هاشمى زنده است چون نهضت زنده است‏."
(صحيفه امام ج‏7 ص 495 در قضیه ترور هاشمی)
و نگفت نهضت زنده است چون هاشمي زنده است.

نامه بدون سلام و والسلام هاشمي
به معني بر شاخه نشستن و سپس بريدن آن درخت است !‌

امام خمینی (ره) فرمود:
"پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملکت شما آسيبي نرسد."
 

***

میرحسین موسوی: 
آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می انجامد.

***

میرحسین موسوی:
ولایت فقیه، ما را در مقابل کودتا و خودمختاری‌ها حفظ کرده است.
من با قبول این مساله وارد عرصه انتخابات شده‌ام.

دانشگاه فردوسی مشهد 1388

***

میرحسین موسوی:
اگر کسی به قانون اساسی اعتقاد نداشته باشد و نامزد شود، با مردم خدعه کرده است.
بنده هم به ولایت فقیه معتقدم و اگر انتخاب شوم برای حل مشکلات مردم حتما ارتباطی قوی با مقام معظم رهبری ایجاد خواهم کرد.

ديدار با جمعی از نخبگان استان خوزستان 1388

***

میرحسین موسوی:
دولت موظف به اجراي سياست هاي ابلاغ شده از سوي رهبري است.

مصاحبه مهندس موسوي با فایننشیال تایمز، 1388

***

شوراي نگهبان
مطابق اصل 91 قانون اساسي
ترکيبي است از 6 نفر از فقهاي عادل و آگاه به مقتضيات زمان و مسائل روز که از سوي مقام رهبري انتخاب مي‌شوند
و 6 نفر حقوقدان در رشته‌هاي مختلف حقوقي که به وسيله رئيس قوه قضاييه به مجلس شوراي اسلامي معرفي
و با راي مجلس انتخاب مي‌شوند.

اصل 99 قانون اساسي:
«شوراي نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به آراي عمومي و همه‌پرسي را به عهده دارد.»

اصل 98 قانون اساسي:
«تفسير قانون اساسي به عهده شوراي نگهبان است که با تصويب سه چهارم آنان انجام مي‌شود.»

***

امام خمینی (ره) در وصیت نامه سیاسی:
من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسي و اسلام نمايي بعضي افراد ذکري ‌از آنان کرده و تمجيدي نموده‌ام،
‌که بعد فهميدم ‌از دغل‌بازي آنان اغفال شده‌ام.
آن تمجيدها در حالي بود ‌که خود را به جمهوري اسلا‌مي متعهد و وفادار مي‌نماياندند،
و نبايد ‌از آن مسائل سو استفاده شود.
و ميزان در هر کس حال فعلي او ‌است.


***

امام خمینی (ره) در وصیت نامه سیاسی:
برادران! شما ‌اين اوراق را قبل ‌از مرگ من نمي‌خوانيد.
ممکن ‌است پس ‌از من بخوانيد در آن وقت من نزد شما نيستم ‌که بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان براي کسب مقام و قدرتي با قلب‌هاي جوان شما بازي کنم.
...
اکيداً توصيه مي‌کنم ‌که به بوق‌هاي تبليغاتي مخالفان اسلام و جمهوري اسلا‌مي گوش فرا ندهيد ‌
که همه کوشش دارند ‌که اسلام را ‌از صحنه بيرون کنند ‌که منافع ابرقدرت‌ها تأمين شود.
...
وصيت من به نويسندگان و گويندگان و روشنفکران و اشکال‌تراشان و صاحب عقدگان آن ‌است ‌که
به جاي آن که وقت خود را در خلاف مسير جمهوري اسلا‌مي صرف کنيد
و هرچه توان داريد در بدبيني و بدخواهي و بدگويي ‌از مجلس و دولت و ساير خدمتگزاران به کار بريد،
و با ‌اين عمل کشور خود را به سوي ابرقدرت‌ها سوق دهيد،
با خداي خود يک شب خلوت کنيد
و اگر به خداوند عقيده نداريد با وجدان خود خلوت کنيد
و انگيزه باطني خود را ‌که بسيار مي‌شود خود انسان‌ها ‌از آن بي‌خبرند بررسي کنيد،
ببينيد آيا با کدام معيار و با چه انصاف خون ‌اين جوانان قلم قلم شده را در جبهه‌ها و در شهرها ناديده مي‌گيريد و
با ملتي ‌که مي‌خواهد ‌از زير بار ستمگران و غارتگران خارجي و داخلي خارج شود و استقلال و آزادي را با جان خود و فرزندان عزيز خود به دست آورده و با فداکاري مي‌خواهد آن را حفظ کند،
به جنگ اعصاب برخاسته‌ايد و به اختلاف‌انگيزي و توطئه‌هاي خائنانه دامن مي‌زنيد
و راه رابراي مستکبران و ستمگران باز مي‌کنيد ...
اين جانب نصيحت متواضعانه برادرانه مي‌کنم ‌که آقايان محترم تحت تأثير اين گونه شايعه‌سازي‌ها قرار نگيرند و براي خدا و حفظ اسلام ‌اين جمهوري را تقويت نمايند.
و بايد بدانند ‌که اگر ‌اين جمهوري اسلا‌مي شکست بخورد،
به جاي آن يک رژيم اسلا‌مي دلخواه بقيه‌ الله ـ روحي فداه ـ يا مطيع امر شما آقايان تحقق نخواهد پيدا کرد،
بلکه يک رژيم دلخواه يکي ‌از دو قطب قدر‌ت به حکومت مي‌رسد و محرومان جهان، ‌که به اسلام و حکومت اسلا‌مي رو(ي) آورده و دل باخته‌اند، مأيوس مي‌شوند
و اسلام براي هميشه منزوي خواهد شد؛
و شماها روزي ‌از کردار خود پشيمان مي‌شويد ‌که کار گذشته و ديگر پشيماني سودي ندارد.
و شما آقايان اگر توقع داريد ‌که در يک شب همه امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالي متحول شود يک اشتباه ‌است،
و در تمام طول تاريخ بشر چنين معجزه‌اي روي نداده ‌است و نخواهد داد.
و آن روزي ‌که انشاء الله تعالي مصلح کل ظهور نمايد، گمان نکنيد ‌که يک معجزه شود و يکروزه عالم اصلاح شود؛
بلکه با کوشش‌ها و فداکاري‌ها ستمکاران سرکوب و منزوي مي‌شوند.


***

امام خمینی (ره):
نباید اگر چنانچه یک قانونی بر خلاف نظر من بود، من بیایم بیرون و هیاهو کنم که من این قانون را قبول ندارم، این قانون خوب قانونی نیست،
قانون خوب است، شماها باید خودتان را تطبیق بدهید، نه قانون خودش را با شما تطبیق بدهد.

صحیفه نور، ج 13، ص 343

***

امام خمینی (ره):
نمی‌شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم، غلط می کنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد
نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، ما شورای نگهبان را قبول نداریم، نمی توانی قبول نداشته باشی.
مردم رای دادن به اینها، ...
مردم که به قانون اساسی رای دادند منتظرند که قانون اساسی اجرا بشود؛
هر کس از هر جا صبح بلند می شود بگوید
من شورای نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسی را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رییس جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم.
نه ! همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید، ولو برخلاف رای شما باشد.
باید بپذیرید، برای این که میزان اکثریت است؛
و تشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان است که همه باید بپذیریم.

صحیفه نور، ج 14، ص 378


***

نامه امام خمینی (ره) در مورد استعفای میر حسین موسوی

جناب آقاي موسوي، نخست‌وزير محترم
نامه استعفاي شما باعث تعجب شد.
حق ‌اين بود ‌که اگر تصميم بدين کار داشتيد، لااقل من و يا مسؤولين رده بالاي نظام را در جريان مي‌گذاشتيد.
در زماني ‌که ‌مردم حزب الله براي ياري اسلام فرزندان خود را به قربانگاه مي‌برند چه وقت گله و استعفا ‌است.
شما در سنگر نخست‌وزيري، در چهارچوب اسلام و قانون اساسي، به خدمت خود ادامه دهيد.
در صورتي ‌که نسبت به بعضي ‌از وزرا به توافق نمي‌رسيد، چون گذشته عمل مي‌شود، ‌اين حق قانوني مجلس ‌است ‌که به هر وزيري ‌که مايل بود رأي دهد.
تعزيرات ‌از ‌اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت ‌است، ‌که اگر صلاح بداند به هر ميزان ‌که مايل باشد در اختيار دولت قرار خواهد داد.
همه بايد به خدا پناه بريم؛ و در مواقع عصبانيت دست به کارهايي نزنيم ‌که دشمنان اسلام ‌از آن سو استفاده کنند.
‌مردم ما از اين گونه مسائل در طول انقلاب زياد ديده‌اند، ‌اين حرکات هيچ تأثيري در خطوط اصيل و اساسي انقلاب اسلا‌مي ايران نخواهد داشت.
‌از آنجا ‌که من به شما علاقمندم، انشاء الله عند الملاقات مسائلي ‌است ‌که گوشزد مي‌نمايم.
و السلام.

روح الله الموسوي الخميني



جلد 21 صفحه 124
موضوع: مخالفت با استعفاي نخست‌وزير
مخاطب: موسوي، ميرحسين (نخست‌وزير)
تاريخ: 15 شهريور 1367 / 24 محرم 1409
مکان: تهران، جماران
 

یک چاپخانه؛هدیه محمد خاتمی به احمد توکلی

دکتر احمد توکلی، نماینده تهران در مجلس، رییس مرکز پژوهشهای مجلس هفتم و هشتم،
و پسرخاله علی لاریجانی رییس مجلس هشتم است.
وی فامیل صادق زیبا کلام هم هست (دختر صادق زیبا کلام، عروس وی است).
وی هم اکنون مدیر مسئول سایت خبری الف است.
ایشان در حال حاضر خود را در جرگه اصولگرایان میداند!

او در کابینه میر حسین موسوی وزیر کار و سخنگو بوده‌ است.
پس از استعفا از این سمت او روزنامه رسالت را بنیانگذاری کرد و
سپس به انگلستان رفت و در آنجا مدرک دکترای اقتصاد خود را گرفت.
پس از بازگشت به ایران روزنامه فردا را بنیانگزاری کرد.
که بعدها این روزنامه بر اثر ابهاماتی که مشکلات مالی عنوان شد، تعطیل شد.

وی شخصی است که در سه دوره انتخابات ریاست جمهوری نامزد این مسند شده بود،
و شعارهای وی در حول مبارزه با آقازاده ها میگشت،
اما گفتمان وی مبارزه با مصادیق نبود،
و همیشه بر مبارزه ریشه ای اشاره داشت،
و تاکید داشت که باید روزنه این مفاسد در دولت بسته شود؛
و سوالی که در این زمینه برای مخاطبین نکته بین وی! پیش می آمد، این بود که
آیا منظور ایشان بقول عوام! این بوده که:
تا بحال هرچه بوده گذشته و از این به بعد را بچسبیم! ...

ایشان در دوره قبلی مجلس (هفتم) که
بررسی مفاسد اقتصادی در دستور کار مجلس بود؛
با اینکه نماینده مجلس بود !
نقش عمده ای ایفا نکرد !
و حتی به یک مورد از تخلفات دانشگاه آزاد که بیش از 9000 تخلف بوده، تا به امروز اشاره ای هم نکرده است،
که همه این موارد گمانه های اول این سطور را تایید میکند.


احمد توکلی در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری به نفع قالیباف کناره گیری کرد،
و تبلیغات وسیعی برای وی به نام خودش ! در زیر پوسترهای بزرگ انجام داد.
سوالی که پیش آمد این بود که
ایشان هزینه این پوسترها را از کجا آوردند؟
در صورتیکه ایشان وابستگی حزبی! نداشته اند!
و پوسترها را با ذکر نام حقیقی خود و نه حقوقی! منتشر میکردند!


مطلبی در
مجله چپی شهروند امروز، مرداد 1387،
با عنوان
خاتمی با همه ما مرز بندی داشت
تهیه شده توسط
رضا خجسته‌رحيمي
در طی مصاحبه ای با
سعید حجاریان و مصطفی تاج زاده
مطالبی را برای ما روشن میکند که
البته از آنموقع تا کنون توسط توکلی تکذیب هم نشده است.

این مطالب آشکار کننده این موضوع است که
چرا برخی از آقایان در پرداختن به مصادیق طفره میروند و بیشتر به کلی گویی، علاقه دارند!
و مثل احمدی نژاد جسارت این را ندارند که در یک مناظره تلویزیونی بگویند:
"هرچه از من و اطرافیانم پیدا کردید برای خودتان" ...


شهروند امروز، مرداد 1387:

حجاریان:
... مثلا براي روزنامه فردا كه متعلق به احمد توكلي بود و فقط 25 تا 30 هزار تيراژ داشت، هم پول كاغذ مفت داد و هم چاپخانه.
آن هم براي روزنامه‌اي با تيراژ كم ...

مصطفي تاج‌زاده:
... خاتمي مي‌گفت به احمد توكلي (كه منتقد جدي دولت است) و
چهار ميليون راي در انتخابات رياست‌جمهوري در برابر هاشمي آورده است،
بايد يك چاپخانه بدهيم كه بتواند روزنامه چاپ كند ...

حجاريان:
نه‌!
او بايد جواز بگيرد و به اندازه تيراژش هم كاغذ بگيرد.
اما چاپخانه گرفته است.
مي‌دانيد كه چاپخانه‌اش امروز چقدر مي‌ارزد؟
الان چاپخانه به دست پسرش است
كه با آن كار آزاد مي‌كند و منبع درآمدش است.
براي خانم من كارت ويزيت و سربرگ نسخه چاپ كرده و يك ميليون از خانم من گرفته است.
در حالي‌كه يك چاپخانه ديگر همين كار را با 400 هزار تومان انجام داده است.
تازه يكسال هم بيشتر روزنامه فردا را درنياورد.
مي‌خواهم بگويم كه خاتمي از اين‌ كارها خيلي كرده است ...

تاج زاده:
اينكه آقاي توكلي مجوز را گرفته و بعد از 2 ماه روزنامه‌اش را تعطيل كرده
و اين چاپخانه را مستقل از مجوز به يك پايگاه تجاري يا اقتصادي تبديل كرده است، بايد جواب دهد ...


***

اصولگرایی با بورسیه انگلیس !

حجه‌الاسلام مسعود شفیعی‌ کیا:
توکلی در یکی از سخنرانی‌های انتقادیم در حین سخنرانی نهیب زد:
«تو نمی‌دانی دوم‌خرداد چه نعمتی بوده است!»


1- سخنگوی دولت میر حسین موسوی؛
2- وزیر کار آن دولت و استعفای اعتراض‌آمیز نه اعتراض به دولت وقت، که به بعضی شرایط موجود که نمی‌توان آنرا از برخوردهای انقلابی مقتضی زمان جدا دانست؛
ولی چون وی در بین سیاسیون مطرح نبود، احساسی را بر نیانگیخت.

3- با رقابت وی با حجه‌الاسلام رفسنجانی در دور دوّم ریاست جمهوری وی، توکلی تازه به عنوان رجلی سیاسی شناخته شد.
اگرچه که سیاست در زمان آقای رفسنجانی برای رأی آوردن حتمی وی چنین اقتضا می‌کرد که بر اساس استراتژی "رقیب ضعیف" حرکت کند،
ولی برخی از صراحت‌گویی‌های کنترل‌شده آقای توکلی به خصوص دم‌زدن وی از عدالت، رأی بخشی از مردم مستضعف چون اهالی کردستان را به سوی وی جلب کرد.

4 - بعد از انتخاب آقای رفسنجانی، احمد توکلی مورد لطف دولت قرار گرفت و با نامه دکتر معین(وزیر علوم وقت) وی مشمول «بورسیهء ملکه انگلیس» شد
که دولت فخیمه در راستای عنایت دیرین خویش به کشورهای پس‌زده، سهمیه چنین بورسیه‌ای را در نظر می‌گیرد.
در بحران اقتصادی چند سال پیش، انگلیس وقتی مجلسین آن کشور خواستند از بودجه بورسیه مزبور کم کنند،
نماینده کاخ ملکه برای حفظ دوستان دولت علیّه در سطح کارگزاران کشورهای پس مانده، ادامه آن را ضروری دانست.
البته استثنائاتی نیز بوده که همیشه درس‌خواندگان این بورسیه در جهت منافع آن دولت مستکبر عمل نکرده‌اند و حتماَ آقای توکلی جزو آن استثنائات است ...

5- در دوران دوّم خرداد، آقای توکلی به عنوان فارغ‌التحصیل دکترای اقتصاد وارد دنیای مطبوعات شد.
دید ایشان به دوّم خرداد، دیدی خوش‌بینانه و مثبت بود؛ مثلاَ در حین یکی از سخنرانی‌های من که در آن منبر ایشان نیز حضور داشت،
در مواجه با انتقاد به برخی از نابسامانی‌های اجتماعی و فرهنگی زاییده دوّم خرداد،
ایشان تحمل نکرد مجلس تمام شود و در میان مجلس به من نهیب زد
"تو نمی‌دانی دوّم خرداد چه نعمتی بوده است"

توکلی با انتشار روزنامه «فردا» از «بورقانی» -معاونت مطبوعات ارشاد در زمان مهاجرانی- نیم میلیون دلار کمک گرفت که البته به گفته خودش آن را در تأسیس چاپخانه هزینه کرد.
توکلی در سرمقاله‌های خود بیشتر با مردُمی‌خواندن دولت خاتمی به ستایش دولت وی و شخصیت وی می‌پرداخت و از انتقادات تیزی که امروز به دولت نهم دارد،
در آن زمان نسبت به دولت خاتمی خبری نبود که با رجوع به آرشیو فردا این امر برای همگی مُحرز می‌شود.
احمد توکلی اگر انتقادی هم به دولت گذشته داشت، هیچگاه شخص خاتمی را نشانه نمی‌رفت.

6- تقدیرکننده خاتمی این بار به رقیب تبدیل شده است. وی با حضور تبلیغی در مسجد امام حسن –علیه‌السلام- در قم که من نیز حاضر بودم،
با حمله و انتقاد از برخورد با نشریات متخلف با بکارگیری لفظ "توقیف فله‌ای مطبوعات" با دوستان دوم خردادیش هم‌نوایی کرد.
در آن انتخابات که شعار بارزش نفی رانت‌خواری بود، وقتی در آن محفل مورد سؤال قرار گرفت که چرا از رانت دوستیش با دکتر معین در زمان دولت آقای رفسنجانی استفاده کرده است،
گفت:
«من و دکتر معین که با هم نیز در مبارزات حبس کشیده‌ایم، دو دوست می‌باشیم که این بورسیه می‌توانست به عنوان کمترین قدردانی از زحمات دوران انقلاب من از طرف نظام باشد!
چرا که ما به واسطه مبارزات نتوانستیم چون دیگران مدارج علمی را طی کنیم!»

7 - و اینک در دو دوره مجلس هفتم و هشتم ایشان در صف اصولگرایان جای گرفته است و در رأس مرکز تصمیم‌سازی مجلس گاهی با پوشش نظرات کارشناسی و
اگر نشد با چانه‌زنی در سطح مجلس و
اگر هم نشد، با فریاد و جنجال در بودجه چهارساله دولت کار و تلاش و خلّاق دکتر احمدی‌نژاد تغییرات بنیادینی داده است و
از منتقدین اقتصادی دولتی است که خود با تحمیل قوانینی در مجلس آن را بعضاَ به چالش کشیده است.
به عنوان نمونه وقتی با پافشاری مرکز پژوهش‌های احمد توکلی، سهمیه‌بندی بنزین به این شکل بر دولت تکلیف شد،
همین مرکز پیش‌بینی کرد که دست کم 15واحد درصد افزایش تورم به وجود می‌آید؛
یعنی علاوه بر 15 واحد درصد تورم زمان آخر دولت خاتمی، 30در صد افزایش تورم بازتاب این طرح بوده است که با درایت دولت نهم این رقم در 5/22 درصد توقف کرد؛
ولی همین آقای توکلی در مطبوعات و صداوسیما فریاد کرد که توّرم موجود زاییده سوءمدیریت اقتصادی دولت است!


***

توکلی چگونه دکتر شده است؟

لازم به ذكر است به رغم آن كه اعزام دانشجو به خارج و اخذ بورسيه تحصيلي داراي ضوابط محكم و سخت‌گيرانه است، آقاي توكلي بدون سير مراحل قانوني با ادعاي توصيه مقامات و بدون شركت در كنكور به كشور انگلستان اعزام ‌مي‌شود، اين در حالي است كه مراحل اخذ پذيرش تحصيلي از دانشگاه‌هاي انگلستان يك سال پيش از دريافت ليسانس صورت مي‌پذيرد؟!
این روزها که احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس اقدام به افشاگری! و زیر سوال بردن مدارک تحصیلی خادمان مردم در دولت می کند؛ بررسی مدارج تحصیلی ایشان چندین علامت سوال را بوجود می آورد.

به گزارش خبرنگار بولتن، احمد توكلي نماينده مجلس شوراي اسلامي به شيوه‌اي نادر و شگفت‌انگيز به دريافت دكتراي اقتصاد نائل گرديده است و رازگشايي از ابعاد پرونده تحصیلی شگفت‌انگيز ایشان نشان مي دهد يكي از دلايل مدعي بودن توكلي در ماجراي مدرك تحصيلي وزير كشور سابق و دیگر اعضای کابینه نوعي فرار به جلو و پنهان كردن وضعيت تحصيلي خود در پس ادعاهايش بوده است.

بنابر اسناد موجود احمد توكلي كه قبلا با حضور نيم بند در طول پنج سال و نيم موفق شده بود مدرك ليسانس «دريافت» كند بدون گذراندن مقطع فوق ليسانس براي مدرك دكترا اقدام نموده است.

لازم به ذكر است به رغم آن كه اعزام دانشجو به خارج و اخذ بورسيه تحصيلي داراي ضوابط محكم و سخت‌گيرانه است، آقاي توكلي بدون سير مراحل قانوني با ادعاي توصيه مقامات و بدون شركت در كنكور به كشور انگلستان اعزام ‌مي‌شود، اين در حالي است كه مراحل اخذ پذيرش تحصيلي از دانشگاه‌هاي انگلستان يك سال پيش از دريافت ليسانس صورت مي‌پذيرد؟!

همچنين در فرم اطلاعات فردي اعزام، جاي نمره زبان كه از ضروريات شرايط بورسيه است به شكل معناداري خالي است كه در عرف وزارت علوم «نمره صفر» تلقي مي‌شود.

بنابراین گزارش، بورسيه اوليه و اصلي آقاي توكلي (به رقم غيرقانوني بودن) براي تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد در شته اقتصاد به مدت 15 ماه بوده است و جالب آنكه وي در طول اقامت در ناتينگهام ناگهان مدعي دريافت دكترا شده و بدون گذراندن سيرقانوني به دريافت اين مدرك اقدام مي‌نمايد. لذا باتوصيه و نامه پراكني و برخلاف كليه ضوابط زمان بورس را به 39 ماه افزايش مي‌دهد تا همچنان از ارز (پوند) ارزان دولتي بهره ببرد.

اگرچه اين مسئله يعني اخذ مدرك تحصيلي دكترا بدون گذراندن فوق ليسانس با اخطار وزارت علوم مواجه مي‌شود اما در نهايت با رايزني بسيار و پادرمياني برخي افراد ذي‌نفوذ و با تعهد كتبي توكلي مبني بر پذيرش ارزيابي نشدن مدرك، ممنوعيت عضويت در هيات علمي و «معادل» تلقي شدن مدرك دريافت شده و به حضور خود در شهر ناتينگهام ادامه مي‌دهد. اگرچه بعدها همين تعهد نيز به فراموشي سپرده مي‌شود و برخلاف قوانين وزارت علوم در هيات عملي دانشگاه‌هاي فردوسي مشهد و شهيد بهشتي تهران به عنوان استاد حضور مي يابد.

دامنه اين اقدامات غيرقانوني گسترده ابعاد ديگري هم دارد.

به عنوان مثال به رغم آنكه مدت زمان تحصيل قواعد مشخصي دارد آقاي توكلي با حضور گاه به گاه در كشور جهت فعاليت‌هاي حزبي و سياسي‌اش عملا فقط حدود يازده ماه را به حضور در انگليس اختصاص مي دهند. به عبارتي ايشان با طرفه‌العيني دو مقطع فوق‌ليسانس(!) و دكترا را با 11 ماه حضور پشت سر مي‌گذارند.

اين ماجرا البته حاشيه‌هاي ديگري نيز دارد به عنوان مثال آقاي توكلي در فرم اطلاعات شخصي مدعي دريافت فوق ليسانس از دانشگاه شهيد بهشتي تهران مي‌شوند و يا اينكه در حالي مقرر شده بود براي استفاده از مزاياي بورسيه ارزي مجردي دريافت كند در اندك زماني براي همه اعضاء خانواده ارز دولتي مي‌گيرد كه اين مسئله با تذكر شديد برخي مسئولان وزارت علوم و تلاش بي‌فايده براي جلوگيري از اين پرداخت غير قانوني با پيروزي توكلي و ناكامي برخي پرسنل متعهد وزارت علوم خاتمه مي‌يابد.

با خواندن پرونده آقاي توكلي كلكسيوني از اقدامات فراقانوني وي به چشم مي‌خورد:
1- اخذ بورسيه دكترا بدون داشتن ليسانس و فوق ليسانس
2- دريافت مدرك دكترا در 11 ماه
3- ادعاي توصيه از مقامات براي اعزام به خارج از كشور
4- دریافت ارز متاهلي به رغم عدم همراهي خانواده
5- بي‌توجهي به تعهدي كه با دست خط خود مبني بر عدم ادعاي مدرك دكترا داشته است.
6- عضويت در هيات علمي دانشگاه بر خلاف ضوايط وزارت علوم و...

گفتنی است، واقعيت اين است كه اين حجم اقدامات غيرقانوني و رانت‌خواري‌هاي گسترده در حالي كه فرزندان مستعد كشور به سختي از امكان تحصيل در رشته‌هاي مورد نياز به علت ضوايط دست و پا گير بهره‌مند مي‌شوند، در تاريخ وزارت علوم بي‌سابقه مي‌نمايد.


 

صانعی:رد آیت الله خامنه ای در حد شرک به الله است

يوسف صانعي به روايت اسناد؛
تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای در حد شرک به الله است

نظريات يوسف صانعي در زمان تصدي دادستاني كل كشور درباره مسائل حكومتي، ولايت فقيه و اجراي احكام؛

صانعی در حرم حضرت معصومه (س) سال 68 بمناسبت شب هفت رحلت امام (ره):
من به عنوان يك مسئله شرعي مي گويم كه
تخلف از فرمان آيت الله خامنه اي گناه و معصيتي است بزرگ و رد براو،
رد برامام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله (ص) و رد بر رسول الله (ص)، رد بر الله و
موجب خروج از ولايت الله و و ورود به ولايت شيطان است و
طبق روايت عمر ابن حنظله در باب ولايت فقيه رد بر او در حد شرك به الله است و ...
تاييد ايشان يك واجب الهي است نه يك مستحب.
... مسئله يك امر جزئي نيست و
عدم تاييد ترك واجب است و ترك واجب موجب معصيت و خروج از عدالت است.
(روزنامه جمهوری اسلامی 2906 - 22/03/1368 - ص 3)
...
ولايت فقيه در همه چيز حاكم است و مي تواند خلاف هر مقرري و آئين نامه‌اي را بگويد.
حتي مي تواند خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگويد ...
...
اگر روزي امضاي مقام رهبري از روي قانون اساسي برداشته شود آن قانون اساسي ارزش ندارد.
...
مراجعه به ديگران يعني قبول نكردن حرف مقام رهبري است و قبول نكردن حرف مقام رهبر برمي گردد به قبول نكردن حرف مقام ولي عصر(عج).
پس نه تنها مراجعه به ديگران احتياج نيست بلكه معصيت و خلاف شرع است.
...
در نظام جمهوري اسلامي افشاگري معنا ندارد.
در نظام جمهوري اسلامي مملكت حساب دارد.
دادگستري كه دادگستري ديروز نيست، افشاگري مي كنيد براي چه ؟
مگر مجلس نيست؟مگر كميسيون اصل نود نيست ؟ مگر دادرسي نيست؟ مگر ديوان‌عالي عدالت اداري نيست؟ مگر دادگاه و دادسراي انقلاب نيست؟ مگر قانون اساسي نيست؟
بعد خيال مي كنيد افشاگري با نوشتن نامه بدون امضا جرم نيست؟معصيت نيست؟ گناه نيست؟
فرداي قيامت بايد جوابگو باشد.

ادامه

***

سندها:
روزنامه جمهوری اسلامی 2906 - 22/03/1368 - ص 3
روزنامه اطلاعات 17207 - 25/10/1362 - ص 2
روزنامه اطلاعات 17089 - 31/05/1362 - ص 3
روزنامه اطلاعات 17045 - 06/04/1362 - ص 3
پیام انقلاب - 22

***

یوسف صانعی در سال 66 (دو سال قبل از رحلت امام خمینی):
«ولایت فقیه سایه ای از ولایت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) است و به یک معنی خود ولایت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) می باشد.
من نمی دانم که چگونه باید تعبیر کرد،
امّا این همان ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) در قالب ولایت فقیه جلوه میکند و در قالب ولایت فقیه متبلور و روشن می شود ...
اساس قانون اساسی ولایت فقیه است ...
تمام ارزش این قانون اساسی به آن است که ولی عصر (عجلالله تعالی فرجه) یعنی نماینده او، آن را پذیرفته است
و چون نماینده ولی عصر (عجلالله تعالی فرجه) آن را پذیرفته، ما نیز آن را میپذیریم.»

(کتاب ولایت فقیه، یوسف صانعی، 1366، ص 151و 246 و 247)

***

صانعی 16 سال بعد (14 سال بعد از رحلت امام خمینی):
«مجلس و شورا در فرض تزاحمش با بقیه افراد و آراء در حکومت، نظر مجلس شورا مقدم است.»
(روزنامه یاس نو، 1/4/82)


***

صانعی 20 سال بعد (18 سال بعد از رحلت امام خمینی)
در ديدار با اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي (در تاریخ 1386/7/18):

خداوند در امور سياسي هيچ كسي را قيم بر مردم قرار نداده است.
(به استناد سایت ایشان)

***

سوره احزاب آيه 6:
النبي اولي بالمومنين من انفسهم.
پيامبر از خود مومنان به آنان سزاوارتر است.

امام باقر ع فرمودند:
اين آيه (بالا) درباره حكومت و ولايت نازل شده است.


 

رهبر:در مبارزه مفاسد اقتصادی نعره هایی بلند خواهد شد


رهبر انقلاب:
با آغاز مبارزه جدی با فساد اقتصادی و مالی، یقینا زمزمه‌ها و بتدریج فریادها ونعره‌های مخالفت با آن بلند خواهد شد.
این مخالفت‌ها عمدتا از سوی کسانی خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر می‌شوند و طبیعی است بددلانی که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده دلانی که از القائات آنان تاثیر پذیرفته‌اند با آنان همصدا شوند.
این مخالفت‌ها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند.

***

رهبر انقلاب:
به اعتقاد من مرکزی که باید مبارزه با مفاسد اقتصادی را دنبال کند دولت است و قوه قضاییه در مرحله آخر قرار میگیرد،
باید دولت سینه سپر کند و به میدان بیاید و مبارزه را به جد بخواهد.
مشروعيت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعيض و نيز عدالت‏خواهى است.
اين، پايه مشروعيت ماست.
الان درباره مشروعيت حرفهاى زيادى زده مى‏شود، بنده هم از اين حرفها بلدم؛
اما حقيقت قضيه اين است كه اگر ما دنبال عدالت نباشيم، حقيقتاً من كه اين‏جا نشسته‏ام، وجودم نامشروع خواهد بود؛
يعنى هرچه اختيار دارم و هرچه تصرّف كنم، تصرّف نامشروع خواهد بود؛
ديگران هم همين‏طور.
ما براى عدالت و رفع تبعيض آمده‏ايم.
...
دنياى آبادِ دور از عدالت و دور از معنويت به درد نمى‏خورد. گيرم كه رشدمان - به تعبير غلط كه گفته مى‏شود نرخ رشد - آمد بالا و فرض بفرماييد درآمد سرانه‏مان دو برابر و سه برابر شد؛
اما عدالت در جامعه نبود؛ يعنى عمده اين درآمد به يك بخش محدودى رسيد و بخش عظيمى از مردم، محروم و گرسنه ماندند.
اين، كارى نيست كه ما بايد انجام دهيم؛ اين، آن تكليفى نيست كه ما برعهده داريم.
تكليف ما اين است كه عدالت را در جامعه مستقر كنيم و اين هم جز با مبارزه عليه فساد و افزون‏طلبى انسانهاى مفتخوار و سوءاستفاده‏كن امكان‏پذير نيست.
بخشى از كار عدالت اين‏جا تنظيم مى‏شود.

بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع هیئت دولت، ۵ شهریور ۸۲

***

فرمان تاریخی رهبر انقلاب به سران قوا درباره مفاسد اقتصادی در 10 اردیبهشت سال 1380

هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهاد نمی‌تواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسوولان کشور، خود را از حساب‌کشی معاف بشمارد ...
به دست اندرکاران این مهم تاکید کنید که به جای پرداختن به ریشه‌ها و ام‌الفسادها به سرغ ضعفا و خطاهای کوچک نروند و نقاط اصلی را رها نکنند.
هرگونه اطلاع‌رسانی به افکار عمومی که البته در جای خود لازم است ...

ممکن است کسانی به خطا تصور کنند که مبارزه با مفسدان و سوء استفاده کنندگان از ثروت‌های ملی، موجب ناامنی اقتصادی و فرار سرمایه‌ها است.
به این اشخاص تفهیم کنید که به عکس، این مبارزه موجب امنیت فضای اقتصادی و اطمینان کسانی است که می‌خواهند فعالیت سالم اقتصادی داشته باشند.
تولید کنندگان این کشور، خود نخستین قربانیان فساد مالی و اقتصاد ناسالم‌اند ...

با آغاز مبارزه جدی با فساد اقتصادی و مالی، یقینا زمزمه‌ها و بتدریج فریادها ونعره‌های مخالفت با آن بلند خواهد شد.
این مخالفت‌ها عمدتا از سوی کسانی خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر می‌شوند و طبیعی است بددلانی که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده دلانی که از القائات آنان تاثیر پذیرفته‌اند با آنان همصدا شوند.
این مخالفت‌ها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند. به مسوولان خیرخواه در قوای سه‌گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد، به نوعی همدستی با فاسدان و مفسدان است.
اعتماد عمومی به دستگاه‌های دولتی و قضایی در گرو آن است که این دستگاه‌ها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعیت و عدم تزلزل خود را نشان دهد ...

دستی که می‌خواهد با ناپاکی در بیفتد باید خود پاک باشد، و کسانی که می‌خواهند در راه اصلاح عمل کنند باید خود برخوردار از صلاح باشند ...
 

لینک 1
لینک 2